
فاز اول بسیاری از پروژهها از قبیل: مهندسی مجدد و بهبود فرآیندها، معماری سازمانی، EFQM، ایزو و… با مدلسازی فرآیندهای وضعیت موجود سازمان آغاز میگردد. فرآیندها ابزار تحقق استراتژیها و اهداف سازمانی هستند. میتوان گفت که سازمان فقط مجموعهای از فرآیندهاست. اگر فرآیندها به درستی انجام شوند، بدیهی است سازمان به اهداف و چشمانداز خود دست خواهد یافت. به منظور انجام صحیح فرآیندهای سازمان، لازم است تا فرآیندها طی یک برنامه مدون مورد پایش و بهبود قرار گیرند. پیش نیاز انجام بهبودهای مذکور شناخت وضعیت موجود آنها است. به عبارت دیگر جهت بهبود سازمان نیاز است تا وضعیت موجود آن به درستی درک شده و سپس طی مراحلی نسبت به بهبود آن اقدام نمود.
همچنین یکی از پیش نیازهای اساسی جهت عارضهیابی در سازمان، شناسایی وضعیت موجود و انطباق آن با وضعیت مطلوب است که در پروژه مدلسازی فرآیندهای سازمان، مورد اول محقق خواهد شد. مستندسازی روالها و فرآیندها منجر به تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و مستند شده و چرخه مدیریت دانش را در سطح سازمان تسهیل خواهد نمود.پس از استخراج وضعیت موجود فرآیندها تحلیلهای کاربردی و مطلوبی را بر این اساس میتوان انجام داد.
استخراج اولویتبندی فرایندها، گروهها و حوزههای فرایندی بهمنظور برنامهریزی جهت تعریف و ارائه پیشنهاد بهبود و مهندسی مجدد فرایندها– معمولاً در پروژههای از جنس بهبود و مهندسی مجدد فرایندها بهدلیل اینکه یکباره نمیتوان کل سازمان را درگیر نمود، درنتیجه نیاز به یک اولویتبندی وجود دارد.
پی بردن به قابلیت مکانیزه شدن فعالیت های سازمان و ضریب نفوذ مکانیزاسیون فعالیت ها
در حال حاضر برای مدلسازی فرایندها از استانداردها و روش های قدیمی از جمله فلوچارتینگ استفاده میشود در حالیکه هیچ یک از سازمان های خوب دنیا دیگر فرایندهای خود را با این زبان مستند نمیکنند. زبان مستندسازی اکثر سازمان های دنیا در حال BPMN2 است.